كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
659
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نامداران و مشهور پيشهكاران از محترفه و ارباب صنايع تا متصوفه و اصحاب صوامع نفير عام برآوردند * و روزبهروز فوجفوج از طرفين به نوبت جنگ انداخته اظهار جلادت مىكردند . تا بعد از چند روز كه اسباب محاصره مرتب گشت اميرزاده يار على با چند هزار سوار و پياده از برابر گوشهء برج شوانيان « 79 » كه فاصله است ميان عراق و فيروز آباد جنگ پيش آورده به كنار خندق آمدند و صداى نقاره و نفير به كرهء چرخ اثير رسيد . ناگاه جمعى بسيار فدايىوار سپرها در سر كشيده و چيرها دربرگرفته از خندق گذشتند و به فصيل درآمده بيل و ميتين در شه ديوار شهر بستند و از بالا به سنگ و نيرو هرگونه تدبير مدافعه مىنمودند و بيرونيان چند نيزه از دست ايشان درر بودند . چون كار به تنگ رسيد ، تركان سمرقندى را پاى ثابت از جا رفته از روى بارو گريختند و مردم تازيك بر موافقت ايشان به يكبار از هم فروريختند . در آن حال از زمرهء مشاهير هرات جناب مولانا و صاحب اعظم بقية الاعيان مولانا عماد الدين مطهر كاريزى كه به فرط تهور و كماندارى اشتهار و امتيازى تمام داشت با قليلى از مردم خود به عزم جهاد بر تأييد الهى اعتماد فرمود و پاى جلادت و دلاورى و قدم شجاعت و بهادرى فشرده از اول چاشت تا آخر روز به ضرب تير دلدوز حملههاى متواتر دشمنان را رد مىنمود . تا يكى از سرداران ايشان را كه لشكرى پيش كرده از آب مىگذشت به آتش دوزخ فرستاد و مردم ايشان از روى خاكريز و اندرون فصيل چيرها و سپرها انداخته بازپس گريختند و تا كنار خندق رسيدند همه افگار و زخمدار شدند و اميرزاده يار على كه در ميدان جولان مىنمود به يك چشمزدن گوش او را نيز نشانهء تير تقدير ساخته برگردانيد و به سبب آن شجاعت كه در آن روز كار فرمود شهر محفوظ مانده به انعام و اكرام ميرزا الغ بيك اختصاص تمام يافت و بعد از دو سه روز ميرزا الغ بيك جمعى امرا به شهر فرستاد و سبب مزيد قوت شد و هفتده شبان روز مدت محاصره متمادى گشت و بيرونيان به جنگ و جدل و مكر و حيلكارى از پيش نتوانستند برد . در وقتى كه شهر محاصره بود ، مردم شهر
--> ( 79 ) . گويا از شوان است كه به وزن و معنى شبان است .